آمدنم بهر چه بود؟
خداوند رحمت‏ کند کسی را که بداند از کجا آمده و اکنون کجاست و به سوی کجا رهسپار خواهد شد
درباره وبلاگ


امام خمینی:
در جهان حجم تحمل زحمت ها و رنج ها و فدا كاری ها وجان نثاری ها و محرومیت ها مناسب حجم بزرگی مقصود و ارزشمندی آن است...
شما ای ملت مجاهد در زیر پرچمی می روید كه در سراسر جهان مادی و معنوی در اهتزار است.
بیابید آن را یا نیابید،
شما راهی را می روید كه تنها راه تمام انبیا علیهم سلام الله و یكتا راه سعادت مطلق است

مدیر وبلاگ : رزمنده اقتصادی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

الحمدلله مفتخریم که یکی از دوستان اهل تسنن مهمان ماست.اخیرا سفری به افغانستان داشته است و خاطراتش را برایمان می گفت.یاد جانستان کابلستان افتادم.گشتی در وب زدم و مطلب امیرخانی خواجه ربیع ماست و جوابیه ها و نظراتش در سایت آقای امیرخانی و وبلاگ ها توجهم را جلب کرد.این مطلب ربطی به جانستان کابلستان ندارد.درباره اصل موضع گیری در فتنه است.چون ما انتخابات دیگری در پیش داریم و دشمنی داریم که من باورش دارم و بعید نیست که فتنه های دیگری را ایجاد کند.آقای امیرخانی انسان شریفی است و کسی منکر خدمات ایشان به انقلاب نیست.منتها به دماوند رفتنشان درست نبود.


بیانات در دیدار جمعی از اصحاب فرهنگ و هنر

در واقع هنر یك موهبت الهى و یك حقیقت بسیار فاخر است. به طور طبیعى كسى كه این موهبت از سوى پروردگار - مثل همه ثروتهاى دیگر - به او داده شده است، باید بار مسؤولیتى را هم براى خودش قائل باشد؛ یعنى داده‌هاى خدا همراه با انجام تكلیفهاست. این تكلیفها لزوماً همه دینى و شرعى نیست؛ تكلیفهایى است كه بسیارى از آنها از دل انسان بر مى‌خیزد. وقتى شما چشم دارید، این نعمتى است كه بعضى افراد آن را ندارند؛ اما این چشم به‌طور طبیعى غیر از لذّتها و برخورداریهایى كه به شما مى‌دهد، تكلیفى را هم بر دوش شما مى‌گذارد - «چو مى‌بینى كه نابینا و چاه است» - این تكلیف به خاطر چشمى است كه شما دارید. لازم نیست كه دین به آدم بگوید، یا یك آیه قرآن درباره‌اش نازل شده باشد؛ این را دل شما مى‌فهمد. یا هیچ كس در دنیا نیست كه ثروتمندى را - ولو آن برخوردارى، با كدّ یمین و عرق جبینِ خودش به دست آمده باشد - ملامت نكند، هنگامى كه ببیند او نسبت به مستمندان، بى‌خیال و بى‌تفاوت و طعنه‌زن است. در حالى كه آن ثروتمند ممكن است به شما بگوید خودم این ثروت را به دست آوردم و مال خودم است؛ اما شما از او نمى‌پذیرید. وقتى ثروت و موهبت و دستاوردى وجود دارد، در قبال آن تكلیفى هم خواهد بود.

۱۳۸۰/۰۵/۰۱

بیانات در دیدار جمعی از روحانیون استان لرستان‌

باید مثل عمار هوشیار بود و فهمید كه وظیفه چیست. نمى‌شود گفت به من ربطى ندارد. امروز هر روحانى و هر عمامه‌به‌سر، به مقتضاى تلبس به این لباس، موظف است از حكومت اسلام و حاكمیت قرآن دفاع كند؛ هر كس هرطور مى‌تواند. یكى شمشیر به دست مى‌گیرد و به جبهه مى‌رود؛ یكى زبان گویایى دارد، به منبر مى‌رود؛ یكى پست قضاوتى یا غیر قضاوتى از عهده‌اش برمى‌آید، آن را انجام مى‌دهد؛ یكى این كارها را نمى‌تواند بكند، اما اهل مسجد و اهل محراب است - اشكالى ندارد - همه بدانند كه این روحانى، خود را خادم این انقلاب مى‌داند. این، افتخار است. خدمت به این انقلاب، افتخار است.

۱۳۷۰/۰۵/۳۰

بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری

در جنگ صفین ما از آن طرف عمار را داریم كه جناب عمار یاسر دائم - آثار صفین را نگاه كنید - مشغول سخنرانى است؛ این طرف لشكر، آن طرف لشكر، با گروه‌‌هاى مختلف؛ چون آنجا واقعاً فتنه بود دیگر؛ دو گروه مسلمان در مقابل هم قرار گرفتند؛ فتنه‌‌ى عظیمى بود؛ یك عده‌‌اى مشتبه بودند. عمار دائم مشغول روشنگرى بود؛ این طرف میرفت، آن طرف میرفت، براى گروه‌‌هاى مختلف سخنرانى میكرد - كه اینها ضبط شده و همه در تاریخ هست - از آن طرف هم آن عده‌‌اى كه «نفر من اصحاب عبد اللَّه بن مسعود ...» هستند، در روایت دارد كه آمدند خدمت حضرت و گفتند: «یا امیرالمؤمنین - یعنى قبول هم داشتند كه امیرالمؤمنین است - انّا قد شككنا فى هذا القتال»؛(15) ما شك كردیم. ما را به مرزها بفرست كه در این قتال داخل نباشیم! خوب، این كنار كشیدن، خودش همان ضرعى است كه یُحلب؛ همان ظهرى است كه یُركب! گاهى سكوت كردن، كنار كشیدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بایستى روشنگرى كنند؛ همه بایستى بصیرت داشته باشند.

۱۳۸۸/۰۷/۰۲






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 3 اردیبهشت 1392
رزمنده اقتصادی


 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات